هرچی – ۶۸ هزار کولبر در ایران فعالیت می کنند

کولبران در هوای کوهستانی مرزهای غربی کشور باید چندده کیلو بار بر دوش بگذارند؛ از این‌سوی مرز به آن‌سوی مرز؛ مرزهایی که حالا به گفته نماینده پیرانشهر و سردشت، روزانه درآمد ‌میلیاردی دارند. عایدی مرزهای پول‌ساز کشور اما در همه این سال‌ها برای مرزنشینان چیزی نبوده، جز اینکه حالا برخی نمایندگان مجلس به فکر افتاده‌اند تا از عایدی معابر حمل بار پولی سهم مرزنشینان شود؛ مرزنشینانی که اغلب در نبود کارخانه و کار به‌سختی به‌دنبال شغل‌های کاذب‌اند. «رسول خضری»، نماینده پیرانشهر و سردشت، در مورد بیمه کولبران که از چندی پیش شروع شده، به «شرق» می‌گوید: «بیمه کولبران ادامه دارد و در حال انجام است». 

٧٠٠ تا ٨٠٠‌ میلیون درآمد روزانه معابر کولبری

چندی پیش بود که «خضری» از نگه‌داشتن کولبرها در معبر مرزی پیرانشهر گلایه داشت؛ تا جایی که قرار بود بازرس ویژه رئیس‌جمهوری برای حل‌وفصل موضوع به منطقه برود. حالا خضری از بازگشایی این معبر می‌گوید و اضافه می‌کند که «چند روز پیش معابر پیرانشهر بعد از ٤٤ روز بازگشایی شدند». 

او همچنین تأکید کرده: «پیشنهاد دادم که مسیر مناسب‌سازی شود و یک سوله‌مانندی آنجا درست شود؛ چون آن منطقه کوهستانی است و برف و کولاک و باران زیاد دارد. به‌هرحال مسیر برای این عزیزان مناسب‌سازی و آماده‌سازی شود». خضری در مورد اینکه گفته می‌شود پول بیمه برای اشتغال‌زایی در آن مناطق صرف شود، گفت: «پول بیمه یک مسئله است و ایجاد اشتغال مسئله‌ای دیگر؛ بیمه را باید داشته باشند و طبق اصل ٢٩ قانون اساسی حق طبیعی آنهاست».

 نماینده پیرانشهر و سردشت در ادامه به درآمد دولت از کولبری اشاره و منبع آن را «عوارضی که بابت واردات و صادرات پرداخت می‌شود» معرفی می‌کند. او همچنین به «شرق» خبر داده که «از کنار این معابر کولبری، دولت و وزارت کشور و مرزبانی درآمد دارند». او درباره اینکه چه میزانی درآمد نصیب دولت می‌شود هم گفت که «به نظر من اگر معبر خوب کار کند، بین ٧٠٠، ٨٠٠‌ میلیون تومان تا یک‌میلیارد تومان در روز درآمدزایی دارد». او البته پرداخت‌کننده عوارضی را صاحب بار معرفی می‌کند و نه خود کولبران: «صاحب بار این پول را می‌دهد؛ چون کولبر فقط کارگر است و بار برای شخص دیگری است». 

کولبری شغل نیست

به گفته «خضری»، ٤٠ درصد از این درآمد در استان صرف می‌شود و ٦٠ درصد هم در تهران. او افزود: «آن پول‌ها اگر در بحث عمران و توسعه شهر و روستای منطقه، توسعه آموزش، بهداشت و درمان، توسعه فنی و حرفه‌ای، تأسیس کارخانجات و مراکز اشتغال‌زایی مصرف شود، مطمئنا بعد از چند سال اصلا دیگر کولبر نداریم». او تأکید دارد که «کولبری شغل نیست». 

«خضری» دوباره به سهم ٤٠ درصدی استان و ٦٠ درصدی تهران از محل درآمدهای عوارضی کولبران اشاره کرد و گفت: «نه تهران و نه استان به این پول نیاز ندارند و شاخص‌های ٣٢گانه آنجا افت کرده. ما پیگیر هستیم که این اعتبارات صرف توسعه عمران و زیرساخت‌ها و… شود». او همچنین خبر داده: «این مبالغ دست‌کم ماهی ٣٠‌ میلیارد تومان می‌شود. اینجا به حساب معبر مرزی است». خضری تعداد کولبرانی را که از معابر عبورومرور می‌کنند روزانه حدود ٥٠٠، ٦٠٠ نفر می‌داند. 

کاهش بار کولبران از ١٥٠ و ٢٠٠ به ٨٠ کیلو 

باری که کولبران بر دوش خود می‌گیرند، فصل‌به‌فصل و بار‌به‌بار متفاوت است. زمستان کمی سبک‌بارتر حرکت می‌کنند و تابستان‌ها سنگین‌ترند. بااین‌حال بار کولبران از ٢٠٠ کیلو تا ١٥٠ و صد کیلومتر متغیر است. حالا خضری از کاهش میزان بار مجاز برای کولبران خبر داده: «الان میزان بار که قبلا سنگین بود، به ٨٠ کیلو تقلیل پیدا کرده و باید در همان حد ٨٠ کیلو باشد که کولبران توانایی جابه‌جایی داشته باشند». 

او در مورد معابر کولبری هم گفته: «معابر کولبری کاملا مدیریت‌شده است و هیچ کالای قاچاقی نمی‌آورند. ٦٩ قلم کالا تعریف شده و با نظارت مرزبانی و کارشناسان صنعت و معدن و فرمانداری وارد می‌شود. خودم چند روز پیش دو، سه‌ساعتی بینشان بودم؛ کاملا بازرسی و بازدید می‌شوند». 

او در پاسخ به اینکه پس چرا در برخی موارد با کولبران برخورد می‌شود، گفت: «آنها مربوط به خارج از معابر است. ما توصیه‌مان به مرزبانی این بود که با توجه به اینکه عموما مردم بی‌کار هستند و خیلی‌وقت‌ها تعداد کولبران به حدی است که هر دو هفته نوبتشان می‌شود، برخی می‌خواهند از بی‌راهه این کار را بکنند و جنس وارد کنند، برخوردها سلبی و چکشی نباشد؛ چون تبعات خوبی ندارد. آنها را تحویل دادگاه بدهند؛ اگر جرمی مرتکب شدند، محاکمه شوند و اگر هم خیر که هیچی». 

فعالیت ٦٨‌ هزار کولبر در ایران 

چند روز پیش بود که وزیر کشور گفته بود: «در راستای طرح کنترل قاچاق کالا و ارز ساماندهی بازارچه‌های مرزی صورت گرفته و کولبرها فقط در چهار استان حق فعالیت دارند، همچنین موضوع اشتغال و معیشت تخصص وزارت کشور نیست اما چون وظیفه هماهنگی و پیگیری را دارد در حال فعالیت است. برای ایجاد یک‌ میلیون شغل نیاز به ٧٠٠‌ هزار ‌میلیارد سرمایه‌گذاری داریم و امسال برنامه‌ریزی برای ایجاد ٨٠٠‌ هزار تا یک ‌میلیون شغل را انجام داده‌ایم و چون دغدغه اصلی خانواده‌ها اشتغال است، اهمیت زیادی برای آن قائل هستیم». 

هرچند او نامی از چهار استان نبرده ولی این‌طور به نظر می‌آید که هر چهار استان در مرزهای غربی واقع شده باشند.  حدود ٦٨‌ هزار کولبر در کشور مشغول فعالیت هستند؛ ٦٨‌ هزار کولبری که در مناطق محروم هستند و شرایط معاش و کاری، آنها را محروم‌تر از دیگران کرده. این ٦٨‌ هزار نفر هم کسانی هستند که از روی ناچاری و برای تأمین زندگی روزمره خانواده‌هایشان بار بر دوش، به کوه و کمر می‌زنند تا شاید سفره‌شان خالی نماند؛ اگر البته حوادث گریبانگیرشان نشود؛ که اگر حادثه‌ای گریبانگیر خود یا خانواده‌هایشان شود، شرایطی سخت‌تر و دشوارتر خواهند داشت؛ مردمان استان‌هایی که در زمان جنگ تحمیلی آسیب‌هایی جدی را تحمل کردند، حالا با گذشت روزها و نزدیک‌شدن فصل سرما، کابوس آوار بهمن و کولاک و برف، به دیگر کابوس‌های کولبران اضافه می‌شود.

نوشته هرچی – ۶۸ هزار کولبر در ایران فعالیت می کنند اولین بار در هرچی پدیدار شد.

جهان نيوز – «کودکان کار» فضای مجازی را بشناسید + تصاویر

به گزارش جهان نيوز، تصویر کودکان در حال کار برای همه ما دلخراش است. کودکانی که به جای کودکی کردن مجبورند دست به کارهایی بزنند که مناسب سن‌شان نیست تا درآمدی هرچند اندک برای خانواده‌هایشان داشته باشند. بارها شنیده‌ایم که بسیاری از کودکان کار اجیرشده باندهای زیرزمینی هستند تا با برانگیختن احساسات مردم از این طریق درآمدزایی کنند. کودکانی که اغلب لباس درستی به تن ندارد و یاد گرفته‌اند از هر طریقی شما را احساساتی کنند. اتفاقی که این روزها در فضای مجازی و به خصوص در اینستاگرام به شکل دیگری در حال رخ دادن است. این بار لباس‌های پر زرق و برق و عکسهای آتلیه‌ای و حتی رقصیدن کودکان معصومی که از هیچ چیزی خبر ندارند قرار است برای خانواده‌هایشان درآمدزایی کنند تا «کودکان کار» فضای مجازی نام بگیرند.

 

کفش‌های منو ببینید، برید بخرید!
در این مورد هم دوباره با صفحات رنگی و خوشحال و سرحالی طرفیم که در ظاهر رابطه بسیار خوب مادر و فرزند را نشان مخاطب می‌دهند. مادرانی که برای بچه‌هایشان لالایی می‌خوانند. با آن‌ها بازی می‌کنند و به دنبال کشف استعداد فرزندشان هستند. لباس‌های زیبایی بر تن آنها می‌کنند و فرزندشان را برای تفریح به جاهای هیجان انگیزی می‌برند که حتی ممکن است به سن و سال‌های فرزندشان ربطی نداشته باشد و مخاطب ممکن است برایش سوال باشد که یک بچه سه ساله برای چه باید از حضورش در یک نمایشگاه نقاشی بزرگسالانه عکس و فیلم بگیرد و حتی مخاطبان صفحه را دعوت به آمدن در این نمایشگاه بکند. و هنگام گفتن حرفهایی که حفظ کرده برای تایید گرفتن به جای نگاه کردن به دوربین به فیلمبردار نگاه کند. بچه سه چهارساله‌ای که به کمک همین صفحه مجازی تبدیل به یک سلبریتی اینستاگرامی شده و مخاطبان باید هر روز شاهد پیام‌های او باشند. پیام‌هایی که اغلب با محتواهای عجیب و غریبی همراه است. دختربچه‌ای با لباس صورتی و کفش نو وسط یک پارک ایستاده و همه توانایی‌های ظاهری‌اش را به کار گرفته تا دیالوگ‌هایی که مادرش برایش نوشته را از حفظ بگوید:« سلام خوبید؟ چیکار می‌کنید دوستای گلم؟ برند ایکس در این فصل و هوای خوب و آفتابی یک عالمه تخفیف زده. نگاه کنید کفش‌های منو. برید کفش بخرید. چیزای مختلف بخرید. چیزای قشنگ بخرید. چیزای عالی»

بچه‌هایی که برای تبلیغ به دنیا آمده‌اند
لباس‌های زیبا و ست‌های مادر و فرزندی که گاهی با پدر خانواده هم هماهنگ می‌شود تا کامنت‌های زیادی برای آدرس گرفتن مزون‌ها و فروشگاهها سرازیر کند. البته این روزها مادران فعال مجازی دیگر منتظر کامنت‌ها نمی‌مانند و فروشگاهها و برندهایشان را در همان پست توضیح می‌دهند و روی تصویر کودکشان تگ می‌کنند. پس اگر چیزهای عجیب و غریبی دست کودکانشان دیدید تعجب نکنید. بچه‌ها هرطور که شده باید تبلیغ کنند و مادران هم باید طوری کپشن و شرح عکس بنویسند که انگار قرار نیست تبلیغ باشد. اما باید بگوییم از سروشکل این صفحات مجازی پیداست که بچه‌ها تنها آکساسوار یا مجسمه‌ متحرکی برای تبلیغات مادران‌شان هستند که قرار است بخش زیادی از درآمدهای خانواده را تامین کنند. اما شگفت آور است که در این آلبوم مجازی تبلیغات برای جذب مخاطب بچه‌ها بهانه می‌شوند اما با ورق زدن بعضی پست‌ها شاهد تبلیغ کلینک‌های پوست و زیبایی با تصاویر عجیب و غریب و نامناسب شده‌است.

مسابقه داریم مسابقه
مسابقات مجازی هم از دیگر اقدامات صفحات والدین بدپرست مجازی است که از کودکانشان برای تامین هزینه خانواده استفاده می‌کنند. کودکانی که باید مدام وقتشان را در آتلیه‌ها بگذرانند و از تمام لحظاتشان عکس و فیلم گرفته شود چون قرار است لباس روی تن‌شان را تبلیغ کنند و یا حتی کرم و لوسیون شامپوی بدن خودشان و یا مادرشان را تبلیغ کنند. در یک نمونه از مسابقات مجازی مادری را می‌بینیم که دخترش را روی پایش خوابانده و دارد برایش بلند بلند لالایی می‌خواند. بیش از هرچیزی ست لباس خانگی مادر و کودک توی چشم می‌زند که قطعا می‌توانید نام فروشگاه را برای خریدن پای همین پست پیدا کنند. اما مادر نمونه از مخاطبان می‌خواهد که از خواباندن کودکانشان فیلم بگیرند و در صفحه‌شان قرار دارند و صفحات مشخص شده را تگ کنند. در نهایت برندگان این مسابقه لالایی از دوست آمریکا نشین مادرنمونه چند دست لباس اصل آمریکایی هدیه می‌گیرند.

کودکان سرپرست خانوار در دست والدین بدسرپرست

نکته جالب کامنت‌ها و واکنش برخی از مخاطبان است که موجب حاشیه‌های زیادی هم شده‌است. برخی مخاطبان ادعا می‌کنند که این والدین نمونه را در آتلیه‌ها دیده‌اند و شاهد نزاع‌های پدر و مادر و بچه از نزدیک بودند اما هرطور که شده عکس آتلیه‌ای را می‌اندازند. از دیگر واکنش‌ها مخاطبان این صفحات این است که این سواستفاده از خلوت و تفریح کودکان نوعی کارکشیدن از آنهاست و از این روز آنها را کودکان کار مدرن و یا کودکان سرپرست خانوار  و والدین‌شان را بدسرپرست می‌دانند. والدینی که تمام انرژی خود را صرف نمایش کودکش در صفحات مجازی می‌کند تا بتواند از طریق معصومیتش نظر مخاطبان را به خود جلب کند و کودکی که از ماجرا خبر ندارد و همه تلاش خود را می‌کند که کالایی که به او داده‌اند را به خوبی تبلیغ کند.

کودکان کار همیشه دلخراش لباس نمی‌پوشند. همیشه نامرتب و به هم ریخته نیستند. گاهی لباس‌های گرانقیمت به تن دارند و همه برایشان جیغ و هورا می‌کشند. اما باز هم وسیله‌ای هستند برای پول درآوردن!

منبع: مهر

نوشته جهان نيوز – «کودکان کار» فضای مجازی را بشناسید + تصاویر اولین بار در هرچی پدیدار شد.

انتشار اولین بیلد رد استون ۴ برای اینسایدرهای پیشرو!

دقایقی قبل مایکروسافت اولین بیلد از شاخه رد استون ۴ را برای اینسایدرهای بسیار عجول پیشرو انتشار داد. شاید از شنیدن این کلمه تعجب کرده اید، اما بگذارید تا کمی به گذشته برگردیم تا علت این شکل خطاب قرار دادن اینسایدرها را عنوان کنیم. پس با همراه همیشگی ویندوزی خود یعنی وینفون همراه باشید.

مایکروسافت در ماه ژوئیه گزینه جدیدی را برای اینسایدرهای حلقه فست تعریف کرد، تیم ویندوز اینسایدر گزینه Skip Ahead یا پرش به جلو را برای اینسایدرهایی که پیشرو تر از دیگر هم قطاران خود هستند و عجله بیشتری دارند، درنظر گرفته است. این گزینه این امکان را …

دانلود آهنگ تیتراژ برنامه باغ ملی بهنام بانی

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد…

دانلود آهنگ تیتراژ برنامه باغ ملی بهنام بانی

♪ آهنگ فوق العاده زیبا و شنیدنی از برنامه باغ ملی شبکه یک با صدای بهنام بانی

Download New Track By : Behnam Bani – Bagh Melli Text And Direct Links In UpMusic

behnam bani دانلود آهنگ تیتراژ برنامه باغ ملی بهنام بانی

متن آهنگ باغ ملی بهنام بانی

♪♪ دو سه روزه دلم یه حال خوبی داره ♪♪
♪♪ تورو دیدن چقد رو من اثر میذاره♪

♪♪ I have a nice goodness two days ago on Tuesday ♪♪
♪♪ I saw you, I got the effect. ♪

♪♪ دو سه روزه عجیب چشام ♪♪
♪♪ همش دنبال توئه کاره توئه ♪♪

♪♪ Two-three-day dazzling eyes ♪♪
♪♪ they’re all looking for you. ♪♪

♪♪ دو سه روزه بهت حواسم هرجا پرته ♪♪
♪♪ دو سه روزه عجیبه دلم هواتو کرده ♪♪

♪♪ Two-three-day idol I senses wherever the penetration ♪♪
♪♪ two-three-day aj, my heart is HuoTo ♪♪

♪♪ داره تو قلب من چی میشه ♪♪
♪♪ اینا کاره توئه کاره توئه ♪♪

♪♪ you’re in my heart fountain ♪♪
♪♪ it’s your job ♪♪

♪♪ وای دل بی قرارم دیگه دل ندارم ♪♪
♪♪ دیگه تا کی باید این عشقو به روم نیارم♪♪

Oh my heart, except you, ♪♪
♪♪ in the sky, you’re a star, ♪♪

وای دل بی قرارم کیو جز تو دارم ♪♪
♪♪ توی آسمون دنیام تویی تک ستارم ♪♪

♪♪ Oh, I’m not happy with the heart, ♪♪
♪♪, so long as I do not need this love, ♪♪

♪♪ وای دل بی قرارم دیگه دل ندارم ♪♪
♪♪ دیگه تا کی باید این عشقو به روم نیارم ♪♪

♪♪ وای دل بی قرارم کیو جز تو دارم ♪♪
♪♪ توی آسمون دنیام تویی تک ستارم ♪♪

♪♪ دل و دلدار تویی غم و غمخوار منم ♪♪
♪♪ به خدا یار تویی دل بیمار منم ♪♪

♪♪ دل و دلدار تویی غم و غمخوار منم ♪♪
♪♪ به خدا یار تویی دل بیمار منم ♪♪

♪♪ وای دل بی قرارم دیگه دل ندارم ♪♪
♪♪ دیگه تا کی باید این عشقو به روم نیارم ♪♪

♪♪ وای دل بی قرارم کیو جز تو دارم ♪♪
♪♪ توی آسمون دنیام تویی تک ستارم ♪♪

♪♪ وای دل بی قرارم دیگه دل ندارم ♪♪
♪♪ دیگه تا کی باید این عشقو به روم نیارم ♪♪

♪♪ وای دل بی قرارم کیو جز تو دارم ♪♪
♪♪ توی آسمون دنیام تویی تک ستارم ♪♪

آهنگ برنامه باغ ملی بهنام بانی

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ تیتراژ برنامه باغ ملی بهنام بانی

نوشته دانلود آهنگ تیتراژ برنامه باغ ملی بهنام بانی اولین بار در هرچی پدیدار شد.

زندگی نامه حضرت ابراهیم (ع) و عید قربان

امام صادق(ع) در روایتی می فرمایند: محل تولد حضرت ابراهیم (ع) و پدرش یکی از روستاهای اطراف کوفه بنام «کوثا» بود، مادران ابراهیم و لوط، خواهر یکدیگر بودند و پدر آنها آحج نام داشت وی از جمله پیامبرانی بود که صاحب شریعت نبوده و فرشته وحی را ملاقات کرده بود.

آزر پدر ابراهیم (ع) یکی از منجمان درگاه نمرود بود. روزی آزر به نمرود گفت: من با توجه به حساب فلکی و حالات نجوم حدس می زنم که شخصی به زودی پا به عرصه وجود خواهد گذارد و آئین تو را منسوخ خواهد کرد. او در همین سرزمین به دنیا خواهد آمد، اما تا زمان ولادت او هنوز مدتی باقیست ، نمرود نیز دستور داد تا میان زنان و مردان جدائی اندازند، از طرفی مادر ابراهیم (ع) مطابق رسم متداول آن زمان برای گذراندن روزهای پایانی وضع حمل به غاری پناه جست و بعد از زایمان، کودک خود را در پارچه ای پیچانده و درب غار را برای احتیاط با سنگی مسدود نمود، خداوند نیز با قدرت لایزال خویش از سر انگشتان ابراهیم شیری فراوان برای تغذیه آن کودک فراهم آورد.

مادر ابراهیم گهگاهی برای سرکشی به نزد فرزندش می آمد. روزها می گذشت و ابراهیم تا سن ۱۳ سالگی خود را در آن غار سپری کرد. روزی ابراهیم از مادرش خواست تا او را به همراه خویش به بیرون از غار ببرد. اما مادرش از خطراتی که در کمین او نشسته است وی را آگاه ساخت ابراهیم بعد از رفتن مادرش در حالیکه شب همه جا را فراگرفته بود بسوی آسمان خیره گشت که ناگه چشمش به ستاره زهره افتاد و گفت « هذا ربی» اما هنگامی که زهره ناپدید گشت ابراهیم با خود گفت: نه این نمی تواند پروردگار من باشد چرا که افول نموده است «لا احب الافلین» او نگاهش را به طرف مشرق گردانیده و شاهد طلوع ماه شده و با خود گفت:

این حتما پروردگار منست چرا که بزرگتر و زیباتر است اما هنگامی که زوال آن را مشاهده نمود چنین گفت: «لئن لم یهدنی ربی لاکونن من القوم الظالمین» به هنگتم روز چهره ابراهیم بر خورشید درخشنده افتاد اما آنهم با تمام زیبائی نتوانست گمشده ابراهیم (ع) را به سراپرده قلبش رهنمون گردد، پی آمد این اتفاقات بود که خداوند ملکوت آسمانها و زمین را در برابر دیدگان ابراهیم (ع) قرار داد و او بر عرش خداوند نظر افکند.سپس ابراهیم به میان خانواده خویش بازگشت.

زندگی نامه حضرت ابراهیم و عید قربان

آزر که از وجود او آگاه گشته بود با تعجب از همسرش پرسید: چگونه این کودک توانسته است از دست مامورین نمرود جان سالم بدر برد؟ اگر چنانچه او بر وجود ابراهیم آگاه شود تحقیقاٌ از شوکت و منزلت ما در نزد او خواهد کاست. آزر در آن زمان وزیر نمرود و خزانه دار و فراهم آورنده بتان دربار و مردم بود. او بتهای تراشیده شده را توسط فرزندش به فروش می رسانید. آزر هنگامی که به ابراهیم خیره می گشت محبتش نسبت به او افزون تر می شد و همسرش به او قول داده بود در صورتی که اسرار آنها نزد نمرود فاش گردد خود او را به بیان دلایل زنده ماندن ابراهیم و اقامه دعوی بپردازد.

در روایات آمده است هرگاه بتی رابه ابراهیم می سپرد تا بسان برادرانش آن را به فروش رساند او آن بتهای تراشیده شده را با طنابی بر روی زمین می کشید و گاه آنها را درون آبها غرق می نمود.

امام صادق (ع) می فرمایند: ابراهیم خلیل در روز اول ذی حجه متولد گشت. مشهور است که روزی نمرود و اطرافیانش برای برپائی جشنی به خارج از شهر رفتند و ابراهیم (ع) را که تمایلی به همراهی با آنها نداشت به نگهبانی از بتکده ها گماردند.

در غیاب آنها ابراهیم غذایی را برای بتها آماده کرده و به داخل محل نگهداری آنها انتقال داد. او خطاب به یکایک آنها می گفت: بخورید و با من به صحبت نشینید.

اما هنگامی که جوابی از آنها نمی شنید با تبر دست و پای بتها را قطع می نمود و نهایتا آن تبر را بر گردن بت بزرگ آویزان نمود.

هنگامی که نمرود و همراهانش از گردش خارج از شهر بازگشتند با بتان درهم شکسته مواجه گشته و گفتند: « من فعل هذا بالهتنا انه لمن الظالمین» توسط مامورین، نمرود به وجود ابراهیم آگاه گشت و سپس آزر را برای استنطاق به دربار فراخواند و خطاب به او گفت: تو به ما خیانت ورزیدی حال چه پاسخی برای بیان اشتباه خویش داری. آزر به نمرود گفت: من از وجود او اطلاعی نداشتم بلکه این همسر منست که می تواند پاسخگوی کرده خویش باشد. چیزی نگذشته که مادر ابراهیم (ع) در دربار نمرود حاضر گشت او در پاسخ نمرود با زیرکی فراوان به توجیه عمل خویش پرداخت:

قصد من از اختفای ابراهیم مصالح کشور بوده است چرا که اگر قرار بود تمام مردان سرزمین تو از بین بروند چیزی نخواهد گذشت که نسل انسانها متلاشی شود من با این کار خواستم گره ای از مشکلات گشوده باشم.

بدین ترتیب با تدبیر همسر آزر، نمرود از کشتن بقیه نوزادان چشم پوشی کرد.

سپس نمرود ابراهیم را به سوختن در آتش محکوم کرد. بهرحال روز موعود سررسید و نمرود بر نقطه ای بلند و مشرف بر آتش نظاره گر نحوه مجازات ابراهیم بود. شعله های آتش آنقدر زبانه می کشید که پرندگان در فاصله یک فرسخی را می سوزاند. و به همین خاطر منجنیقی  برای پرتاب ابراهیم در آتش ساخته شد، پدر ابراهیم بر سر و روی خود می زد و از او درخواست می کرد تا به سوی نمرود بازگردد در این لحظه زمین به سخن درآمد و گفت:

بارخدایا بر روی زمین غیر از ابراهیم کسی وجود ندارد که ترا به یگانگی بخواند پس چگونه اجازه می دهی تا جسم او را اسیر شعله های آتش گردد. ملائکه آسمان نیز با زمین هم ناله گشتند. خداوند تعالی خطاب به آنها فرمود: اگر بنده ام مرا بخواند حتما او را کفایت خواهم کرد و در وقت ضرورت دست او را خواهم گرفت ابراهیم نیز از خداوند بوسیله سوره اخلاص کمک طلبید و گفت: « یا الله یا واحد یا صمد یا من لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواً احد نجّنی من النار برحمتک»

در این لحظه جبرئیل بر ابراهیم (ع) وارد گشت و گفت: آیا حاجتی داری؟ و ابراهیم در پاسخ فرمودند: از تو خیر، اما از خداوند بلی.سپس جبرئیل بدو یک حلقه انگشتری هدیه کرد بر نگین آن جملاتی نقش بسته بود.

آنگاه خداوند بر آتش، وحی فرستاد که «کونی برداً» آتش آنقدر سرد شد که دندانهای ابراهیم از سرما به یکدیگر می خورد تا آنکه این آیه نازل شد «سلاماً علی ابراهیم» و جبرئیل از عرش پائین آمده و با ابراهیم (ع) در میان باغی زیبا مشغول گفتگو گشت، نمرود که معجزه الهی را به چشم می دید خطاب به حاضرین گفت هر کس که در پی خدایی می باشد تحقیقاً می بایست خدای ابراهیم را اطاعت نماید.

ابراهیم (ع) با ساره دختر خاله خود ازدواج نمود. مدتها گذشت و ابراهیم (ع) از ساره صاحب فرزندی نگشت. تا آنکه با توافق طرفین هاجر به ازدواج وی درآمد، ثمره این ازدواج فرزند شایسته ای بود به نام اسماعیل.

امام صادق (ع) می فرمایند: روزی «ساره» به ابراهیم گفت: تو خلیل پروردگاری و دعاهایت به استجابت می رسد. اینک که به سن پیری پای نهاده ای بهتر است از خداوند بخواهی تا به ما فرزندی را عنایت فرماید. خداوند نیز به ابراهیم بشارت داد که بزودی او را صاحب فرزندی خواهد کرد. ساره بعد از سه سال پسری به دنیا آورد به نام اسحاق.

و بعد از چندین سال اسماعیل آنقدر رشد نمود که بتواند در امور خویش دخل و تصرف نماید و پدرش را یاری دهد. او در آنروز ۱۳ سال بیشتر نداشت.

در تفسیر علی بن ابراهیم ضمن حدیثی مفصل از امام صادق (ع) اینگونه روایت گشته است: هنگامی که ابراهیم در اطاعت فرمان الهی به ذبح اسماعیل می پرداخت پیرمردی که از آن منطقه می گذشت خلیل الرحمان را بخاطر قربانی کردن فرزندی که حتی لحظه ای خداوند را معصیت نکرده مورد سرزنش و عتاب قرار داد و به او گفت: این ابلیس است که ترا به این کار وا داشته است چرا که اگر تو به چنین کاری اقدام ورزی چیزی نخواهد گذشت که پدران بمانند تو فرزندان خویش را قربانی امیال شیطانی خویش گردانند. آنگاه پیرمرد به نزد اسماعیل آمده و نظر او را جویا شد و چون پدر و پسر هر دو بر فرمان الهی گردن نهاده بودند ابراهیم تصمیم گرفت که دستور خداوند را به اجرا گذارد. در این لحظه اسماعیل رو به پدر کرده و گفت: پدر جان چهره مرا با دستمالی بپوشان و دست و پایم را محکم نما، ابراهیم سر خویش را بطرف آسمان گرفت و او را به پهلو خوابانده و کارد را بر گلویش نهاد. اما در لحظه ای که می خواست کارد را بر گلوی اسماعیل کشد ناگاه جبرئیل طرف تیز چاقو را برگردانده و به جای اسماعیل قوچی بهشتی را زیر دست ابراهیم قرار داد. ناگهان صدایی از طرف مسجد خیف به گوش ابراهیم طنین انداز شد که ای ابراهیم رویای صادقانه تو اینک تحقق یافت.

این گونه بود که روز دهم ذی حجه، این روز بزرگ و مبارک، به نام عید قربان نامیده شد.

حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن مناسک حج، حیوانی (گوسفند، گاو یا شتر) را ذبح می‌کنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده بود – مانند نگاه کردن در آینه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو -، حلال می‌گردد و با توجه به اینکه حج، یکی از عبادتهای بسیار مهم در اسلام است، توانایی به انجام رساندن آن نیز برای هر مسلمانی بسیار شادی آور است، در نتیجه، روزی که پس از انجام وظایف سنگین حج، به عنوان جایزه الهی و اتمام احرام پیش می‌آید را عید می‌دانند.

همچنین در روایت‌های مکرری نقل شده که در روز عید قربان، قربانی کنید تا گرسنگان و بیچارگان نیز به خوراک برسند.

ابراهیم (ع) در شهر شام قبض روح شد و اسماعیل (ع) نیز بعد از او در سن یکصد و سی سالگی دنیا را وداع گفته و در حجر اسماعیل در کنار مادرش مدفون گشت.

تنظیم: میترا نامجو

برگرفته از کتاب قصص الانبیاء، آیت الله سید نعمت الله جزایری ترجمه: یوسف عزیزی، انتشارات هاد

زندگی نامه حضرت ابراهیم (ع) و عید قربان

به این مطلب رای دهید



سونوگرافی و ماموگرافی مهر ایرانیان

 تبلیغات اینترنتی در هرچی دات کام

این مطلب را برای دوست خود ارسال نمایید این مطلب را برای دوست خود ارسال نمایید

 

نوشته زندگی نامه حضرت ابراهیم (ع) و عید قربان اولین بار در هرچی پدیدار شد.

هرچی – سطح بازی پایین آمده است

محمدآزاد جلالی زاده

الف» کردستان ایران یکی از عجیب ترین مناطق ایران است، عجیب نه از نظر آب و هوایی و محیط زیستی و مهمانداری و مسایلی از این دست، بلکه کردستان ایران تبدیل به منطقه ای شده که در آن مرزها فرو ریخته، حرمت ها شکسته، جای بزرگان و فرومایگان معکوس شده و در یک کلام کردستان دچار هویت مشوّش گشته است و این هویت مشوش ناشی از سالها کار منظم و برنامه ریزی شده بر روی ذهنیّت مردمان این دیار است تا ذهنیتشان مشوش گردد و در یک رابطه ی دیالکتیکی و متقابل هویتشان نیز دچار بحران و تشویش و ناآشفتگی گردد.

ب»برای مشوش کردن ذهنیت مردمان این دیار عواملی گوناگون دست در دست هم متحد شدند و پروسه ای بلندمدت را تبدیل به پروژه های کوتاه مدت کردند و پیش بردند و این نوشتار خلاصه و کوتاه سر آن ندارد که عوامل این سندروم را مورد بررسی قرار دهد و مجالش هم در این مقال نیست، اما یکی از اصلی ترین عامل هایی که در پیشرفت این موضوع نقش اساسی داشتند، لمپن هایی بودند که در هر دوره ای با نقاب و بی نقاب، بدون اعتقاد به ملت و دین و آیین و فکر خاصی، لمپنیسم و هیچ انگاری را در این دیار را گستردند و پلشتی ها و معاملات و فریب کاری های خویش را به نزد مردمان ساده و مظلوم این دیار با افزودن چاشنی احساسات و هیجانات صِرف پوشاندند.

ج» از زمان ابتدای انقلاب اسلامی ۵۷ تاکنون، هر وقت چند نفر از دلسوزان و نخبگان این دیار خواستند دلسوزی ای و خدمتی به این منطقه نمایند،لمپنیسم سیل وار واز پشت دیوارهای نامرئی بیرون آمد و با آفریدن فاجعه ها وحاشیه سازی ها ، باعث شدند سطح بازی کلان سیاسی در منطقه به نازل ترین مراتب خویش ارتقا یابد،لمپن های سازمان یافته به دستور ایادی خویش در همه ی ارکان ها و سازمان ها و گروهها نفوذ کردند و با حمله ی همزمان به تمام طرفین درگیر در بازی سیاست،موجبات اعوجاج تاریخی و سیاسی واجتماعی منطقه را پدید آوردند و بدون آنکه آلترناتیوی و جانشینی نشان دهند،فضا و ساختار و ذهنیت منطقه را آشفته کردند ، و بر همین سان شعار مرگ بر جاششان و نابود باد خائنانشان، گاهی کلیت جمهوری اسلامی و طرفدارانش را شامل می شد و گاهی دولت موقت را و زمانی مفتی زاده و حواریونش را و ایامی قاسملو و گروهش را و بزمگاهی عزالدین و پیرامونش را…و چنان شد که ازتمامی طرف های درگیربسیاری کشته شدند و آسیب دیدند و وقتی دود و مه نشست؛نتیجه مشخص شد: بازی ای با حاصل جمع صفر

د» در تمامی ایام،لمپنیسم در فضای حاکم بر منطقه حضور مؤثر داشته و بسیاری در هر نام و نشانی ، مدتی — خودآگاه و یا ناخودآگاه — در خدمت اهداف لمپنها بوده اند، لمپنها گاه با کارت اپوزیسیون و گاه بانظم مستقر سیاسی و گاه با فلان گروه مذهبی و وقتهایی با بهمان دسته ملی ، اصلاح طلب و اصولگراها بازی کرده اند و حس پیروزی را در طرفی که کارت بازی را از او ستانده اند،ایجاد کرده اند، اماهیچگاه نخواسته اند –و اصولاً نمی خواهند–منافع بلندمدت در این دیار سامان گیرد.

ه»کردستان، هماره در بازی مسالمت آمیز سیاسی حضور پررنگی داشته  و همیشه پیوندش با صندوق های رأی — به عنوان نماد و تمثال این نوع بازی — پیوندی پر رنگ بوده است، اما همیشه لمپنها با نفوذ در میان گروههای مختلف، طعم پیروزی را زهرآگین کرده و شادی مردمان را به لجن کشیده اند. همیشه خدا اهداف کوتاه مدت و چیپ را بر استراتژی های بلندمدت ترجیح داده اند، ادبیات سخیف شان را بر همه حوزه ها گسترده و بازی کلان سیاسی را به رقابت های به ظاهر سنگین و در واقع پلشت تبدیل کرده اند. لمپنیسم است که در کردستان، انتخاب ساده یک شهردار بومی را که در واقع حق بدیهی اعضای شورا در هر نقطه از ایران است را به جنگی خونین و هتاکانه تبدیل کرده و با آبروی و شخصیت فردی و اجتماعی و خانوادگی بسیاری بازی کرده و در آن سو حماسه رأی هفتاد و سه درصدی و عظیم مردم استان را اساساً بدون آنکه در آن نقشی بازی کنند قربان بازی شبانه فلان وبهمان نماینده و مقام برده است و سطح بازی را که دراصل باید کلان و بر پایه ی این تز باشد که کردها و اهل سنت همچون دیگرشهروندان ایران پذیرفته شوند فارغ از هر نگاهی، به بازی درگیریهای لفظی و هتاکانه ی دنیای مجازی به نسبت نخبگان این منطقه و یا جابه جایی فلان بخشدار وبهمان فرماندار و فلان مدیر ننه قمری تبدیل نموده اند.

و » احتمال هست که عده ای در استان و یا اپوزیسیون و یا …بر آن باور باشند که با وجود لمپنیسم و میدان دادن به لمپنها، بعضی اهداف کوتاه مدت حاصل آید،  اما به شخصه و به عنوان دلسوزی برای این آب و خاک بر آنم که شاید بتوان با اهدای تراول چک های رنگارنگ مدتی بازی را در اختیار لمپنها گذاشت و فضا را برای رقصیدن نامیمونشان فراهم کرد و باعث شد که سطح بازی سیاسی پایین آید، اما در طولانی مدت ادامه  این پروسه به نفع هیچ گروه و جریان و دسته ای نیست.

نوشته هرچی – سطح بازی پایین آمده است اولین بار در هرچی پدیدار شد.